تبلیغات
خبرنگاری - مطالب هفته اول آبان 1390

زن بازاریاب زندگی را برای حضور در خارج از کشور معامله کرد

خبرگزاری فارس: مردی در دادگاه خانواده گفت: همسرم بازاریاب است و شغلش را بیشتر از من دوست دارد و حالا که من طلاق می‌خواهم، او از فرصت استفاده کرده و خواهان زندگی در خارج از کشور بعد از طلاق است.

خبرگزاری فارس: زن بازاریاب زندگی را برای حضور در خارج از کشور معامله کرد

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس«توانا»، مردی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست جدایی خود را به قاضی شعبه 245 این مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد.

این مرد در حضور قاضی این پرونده عنوان کرد:‌ همسرم دائم به فکر کار خودش است چرا که او بازاریاب بوده و دائم از یک شهر به یک شهر دیگر می‌رود و زمانی که من با او مخالفت می‌کنم‌، می‌گوید «او را درک نمی‌کنم و کاش با فردی که شغلش را درک کند، ازدواج می‌کرد»

وی ادامه داد:‌ حدود 4 سال از زندگی مشترکمان می‌گذرد و من از همسرم خواسته‌ام که شغلش را رها کند ولی او مخالفت کرده و برای کارش بیشتر از من اهمیت قائل است.

مرد بار دیگر در ادامه بیان کرد: از این وضعیت خسته شدم چرا که او دائم مرا رها کرده و در کنارم نیست بنابراین همسرم باید از من جدا شود.

زن در دادگاه خانواده حضور داشت و با اشاره به اینکه با جدایی موافق هستم چرا که شوهرم مرا درک نمی‌کند، گفت: شوهرم با طلاق موافق است چرا که در صورت جدایی، می‌تواند به راحتی زندگی کند؛ من نیز کوتاه آمده و خواهان جدایی هستم.

وی ادامه داد:‌ شوهرم خودخواه بوده و حاضر نیست موقعیت شغلی مرا درک کند و تنها از من ایراد گرفته و در حال حاضر که کم آورده است، طلاق می‌خواهد.

زن در ادامه عنوان کرد:‌ چنانچه همسرم بخواهد، من حاضرم از او جدا شده و در خارج از کشور اقامت گرفته و به شغلم نیز برسم.

مرد بیان کرد: می‌خواهم جدا شوم چرا که همسرم یک مثقال هم عاطفه ندارد و تنها به فکر خودش است همچنین او از موقعیت سوءاستفاه کرده و می‌خواهد بعد از طلاق، در خارج از کشور زندگی کند.

قاضی این شعبه برای این پرونده حکمی صادر نکرد و به دلیل اصرار زن و مرد برای رسیدگی سریعتر، پرونده را به کارشناسی دادگاه ارجاع کرد.
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900807000518

   


اروپا برای حل بحران یورو از چین کمک خواست

خبرگزاری فارس: رییس صندوق ثبات مالی اروپا برای جلب نظر چین در مورد خرید اوراق قرضه یورو به پکن سفر کرد.

خبرگزاری فارس: اروپا برای حل بحران یورو از چین کمک خواست

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از بلومبرگ، کلاوس رگلینگ رییس صندوق ثبات مالی اروپا به چین سفر کرده است. این سفر یک روز پس از آن صورت می گیرد که رهبران کشورهای عضو منطقه یورو در بروکسل بر سر روشهای حل بحران اقتصادی در این قاره به توافق رسیدند.
 برخی از ناظران سفر اخیر رییس صندوق ثبات را جلب کمک های مالی چین، به عنوان دومین اقتصاد قدرتمند جهان می دانند اما رگلینگ هدف سفر خود را گفتگو و مشورت با مقامات چینی عنوان کرده است.
 رهبران کشورهای اروپایی در نشست خود در بروکسل تصمیم گرفتند برای کمک به کشورهای بحران زده، حجم صندوق ثبات مالی یورو را تا هزار میلیارد یورو افزایش دهند.
 برخی منابع آگاه احتمال می دهند چین بین پنجاه تا صد میلیون دلار در این صندوق سرمایه گذاری کند.
انتهای پیام /




منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900806000618

   


تجلیل رئیس جمهور از ۹ برگزیده جشنواره فارابی
احمدی‌نژاد از آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی ‌تجلیل ‌کرد

خبرگزاری فارس: برگزیدگان پنجمین جشنواره بین‌المللی فارابی با دریافت لوح سپاس از رئیس‌جمهور مورد تجلیل قرار گرفتند.

خبرگزاری فارس: احمدی‌نژاد از آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی ‌تجلیل ‌کرد

به گزارش حوزه دولت خبرگزاری فارس، محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور کشورمان صبح امروز (شنبه) در پنجمین جشنواره بین‌المللی فارابی از 9 برگزیده این جشنواره که در بین آنها آیت‌الله هاشمی شاهرودی نیز حضور داشت، با اهدای لوح سپاس، تجلیل کرد.

برگزیدگان این جشنواره در حوزه فعالیت‌های علمی، پژوهشی و ارائه مقالات مختلف در زمینه‌های فرهنگ و تمدن اسلامی، مطالعات انقلاب اسلامی، تاریخ، جغرافیا و باستان شناسی، حقوق، زبان و ادبیات، علوم اجتماعی و ارتباطات، علوم اقتصادی و مدیریت‌، علوم تربیتی، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، فقه، اصول، علوم قرآن و حدیث، فناوری اطلاعات و مطالعات هنر و زیبایی شناسی شایسته تقدیر شناخته شده‌اند.

در این جشنواره همچنین از شخصیت‌های پیشرو، پیشکسوتان علمی و برگزیدگان خارجی شرکت کننده در این جشنواره نیز تجلیل شد.

بسترسازی تولید دانش علوم انسانی و اسلامی، بازنمایی توان علمی ایران و جامعه اسلامی در حوزه علوم انسانی و اسلامی، معرفی نقش علوم انسانی در توسعه دانش بشری، مدیریت اجتماعی و تمدن سازی در گذشته و اکنون، تمهید و تقویت زمینه‌های مساعد برای فعالیت‌های علوم انسانی و اسلامی و توجه بلیغ به ضرورت تولید این دانش و ایجاد ظرفیت‌های انگیزشی و حمایتی و نیز اقبال به پژوهش و نوآوری از اهداف برگزاری پنجمین جشنواره بین‌المللی فارابی است.
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900807000519

   


/المپیاد ورزشی بانوان جانباز و معلول/
نتایج رقابت‌های والیبال، پینگ‌پنگ و شنا اعلام شد

خبرگزاری فارس: مسابقات المپیاد بانوان جانباز و معلول با معرفی نفرات و تیم‌های برتر در رشته‌های شنا، والیبال و پینگ‌پنگ به کار خود پایان داد.

خبرگزاری فارس: نتایج رقابت‌های والیبال، پینگ‌پنگ و شنا اعلام شد

به گزارش باشگاه خبری فارس «توانا» و به نقل از فدراسیون جانبازان و معلولین، در سیزدهمین دوره رقابت‌های قهرمانی کشور والیبال نشسته بانوان جانباز و معلول، 19 استان و 220 ورزشکار حضور داشتند و رقابت‌ها در ۲ دسته یک و ۲ با انجام 48 مسابقه به پایان رسید.
در دسته دوم استان‌های گلستان، آذربایجان شرقی، گیلان، فارس، قم، مرکزی، خوزستان، آذربایجان غربی و خراسان شمالی حضور داشتند که تیم‌های گلستان و آذربایجان شرقی، قهرمان و نایب قهرمان دسته دو، به دسته یک صعود کردند.
همچنین در دسته یک تیم‌های لرستان، اصفهان، همدان، قزوین، یزد، خراسان رضوی، چهارمحال و بختیاری، کرمان، مازندران و زنجان با هم به رقابت پرداختند که تیم‌های مازندران و زنجان به دسته ی دو سقوط کردند.

نتایج رقابت‌های دسته یک:
1- خراسان رضوی
2- چهارمحال و بختیاری
3- کرمان

نتایج رقابت‌های دسته دو:
1- گلستان
2- آذربایجان شرقی
3- گیلان

در رقابت‌های شنا نیز 54 ورزشکار از 15 استان کشور حضور داشتند و رقابت‌ها در 18 ماده و کلاس برگزار شد.
نتایج به شرح زیر است:

بخش تیمی:
1- تهران
2- قم
3- توابع تهران

ماده 4 در 50 متر آزاد تیمی:
1- تهران
2- قم
3- توابع تهران

ماده 50 متر آزاد، کلاس (S1-S5 ):
1- مریم جوکار از قم
2- مهری ذاکری از تهران
3- منصوره عظیمی از توابع تهران

ماده 100 متر آزاد، کلاس ( S6-S9 )
1- خدیجه مهگل گلشن (آذربایجان شرقی)
2- صغری سلیمانی (قم)
3- عصمت عامریون (سمنان)

مسابقات پینگ‌پنگ با حضور 135 ورزشکار از 22 استان ۲ رده سنی بزرگسالان و جوان برگزار شد.
نتایج مسابقات به شرح زیر است:

تیمی نشسته بزرگسال:
1- تهران
2- کرمان
3- توابع تهران و خوزستان

تیمی ایستاده بزرگسالان:
1- خوزستان
2- چهارمحال و بختیاری
3- تهران و فارس

تیمی نشسته جوانان:
1- اصفهان
2- فارس
3- خوزستان و تهران

تیمی ایستاده جوانان:
1- خراسان رضوی
2- خراسان جنوبی
3- همدان و بوشهر
انتهای پیام/د



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900807000563

   


در واکنش به متهم‌شدن مجری برنامه نود به سرقت ادبی؛
فردوسی‌پور سکوت کرد/ناشر: کار غیرقانونی انجام نشده است

خبرگزاری فارس: ناشر کتاب «فوتبال علیه دشمن» گفت: 98 درصد کتب در ایران بدون کپی رایت منتشر می‌شود، ‌بنابراین پرداختن به این موضوع وجهی ندارد. پس نه ناشر کار غیرقانونی انجام داده و نه عادل فردوسی‌پور.

خبرگزاری فارس: فردوسی‌پور سکوت کرد/ناشر: کار غیرقانونی انجام نشده است

به گزارش خبرنگار ادبی فارس، در پی انتشار اخباری مبنی بر سرقت ادبی عادل فردوسی‌پور در برخی سایتها، بهرنگ کیائیان به فارس گفت: ما در ایران قانونی به نام کپی رایت نداریم و 98 درصد کتب در ایران بدون کپی رایت منتشر می‌شود، ‌بنابراین پرداختن به این موضوع وجهی ندارد. نه نشر چشمه کار غیرقانونی انجام داده و نه آقای عادل فردوسی‌پور.

وی ادامه داد: ما سعی می‌کنیم با سایمون کوپر نویسنده اصلی کتاب تماس بگیریم و اگر با او توافق کنیم حتما حق کپی رایت کتابش را پرداخت می‌کنیم ولی مقیاس برخورد کتاب در خارج از کشور با ایران متفاوت است. برخی کتبی که در انتشارات برای ترجمه انتخاب می‌شود را سعی‌ می‌کنیم حتی‌المقدور حق و حقوق نویسنده و ناشر را پرداخت کنیم.
کیائیان افزود: در آن زمان که کتاب «فوتبال علیه دشمن» منتشر شد به تصمیمی برای پرداخت کپی رایت نرسیدیم حتی جدیدترین کتابی که تازه از وی منتشر شده را قصد داشتیم با او وارد مذاکره شویم که هنوز امکان آن فراهم نشده است.
وی ادامه داد: ما هر کتابی را که امکانش باش کپی رایت آن را پرداخت می‌کنیم ولی دو سال پیش با سایمون کوپر مکاتبه نکرده بودیم و کتاب را به زبان اصلی از بازار کتاب خریدیم.
وی در پایان گفت: این که عادل فردوسی‌پور متهم به سرقت ادبی شده است درست نیست.

عادل فردوسی‌پور مترجم کتاب «فوتبال علیه دشمن» نیز در تماس خبرنگار فارس با وی از هرگونه اظهار نظر درباره این موضوع خودداری کرد و موضوع را به ناشر کتاب حواله داد.
انتهای پیام/و
 



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900807000596

   


مردم ایتالیا با برنامه اقتصادی برلوسکونی مخالفت کردند

خبرگزاری فارس: مردم ایتالیا به شدت با برنامه های پیشنهادی دولت این کشور برای اصلاحات اقتصادی مخالفت کردند.

خبرگزاری فارس: مردم ایتالیا با برنامه اقتصادی برلوسکونی مخالفت کردند

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از یورو نیوز هزاران تن از مردم ایتالیا روز جمعه به دعوت سندیکاهای کارگری و در اعتراض به برنامه ئاصلاحات اقتصادی سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر این کشور به خیابان های پایتخت آمدند.
رهبران منطقه یورو، بویژه سران آلمان و فرانسه از دولت ایتالیا خواسته اند برای مقابله با بحران اقتصادی در این کشور برنامه های سختگیرانه تری از جمله کاهش کارمندان دولت را در پیش بگیرد. فراخوان تظاهرات و اعتصاب سراسری از سوی دو تشکل عمده کارگری، کنفدراسیون چپ و کنفدراسیون لاییک اعلام شده است.
 دبیرکل کنفدراسیون لاییک ایتالیا تاکید کرد زمانی که به ایتالیایی ها می گویند با اخراج کردن راحت کارمندها و افزایش سن بازنشستگی می خواهند اقتصاد را نجات دهند، دارند آنها مسخره می کنند. برلوسکونی پیش تر از گروههای اپوزیسیون خواسته بود تا برای نجات اقتصاد کشور از این برنامه حمایت کنند.
انتهای پیام /




منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900806000615

   


پلیس فرانسه به روایت پلیس زن فرانسوی-45
بی‌عدالتی در جوامع غربی از نگاه پلیس زن فرانسوی

خبرگزاری فارس: بی‌عدالتی‌ها در جوامع غربی و تبعیض بین زنان و مردان باعث کوچک شمردن شدن زنان در این جوامع شده است.

خبرگزاری فارس: بی‌عدالتی در جوامع غربی از نگاه پلیس زن فرانسوی

به گزارش فارس، سیئم سوئید یک پلیس زن فرانسوی است که به علت تبعیض‌هایی که در پلیس فرانسه دید اقدام به انتشار کتابی با نام «پرده پوشی در پلیس [فرانسه]» نمود. اگرچه سوئید از پدر و مادر تونسی متولد شده ولی فرانسه را به عنوان کشوری که در آن متولد شده دوست دارد و به همین دلیل بوده که به گفته خودش نتوانسته از این تبعیض‌های ناروا که او را به شدت آزار داده به راحتی بگذرد ولو اینکه این کار به از دست دادن شغل و یا خطرات دیگری برایش منجر شود.

سوئید در مقدمه کتابش آورده است: «این کتاب یک هجونامه نیست، بلکه مطالب آن به زندگی داخلی دستگاه پلیس مربوط می‌شود. تمام آنچه در این کتاب نقل شده بر پایه شهادت شهود، اسناد، صورت جلسات، گزارش‌های رسمی، و گزارش‌ها و یادداشت‌های حین خدمت تنظیم گردیده است. ممکن است با انتشار این کتاب، من شغلم را از دست بدهم ولی اگر حقیقت به این بها به دست آید، پشیمان نخواهم بود.»
خبرگزاری فارس به دلیل اهمیت این موضوع و دست اول بودن مطالب آن اقدام به ترجمه متن کامل این کتاب نموده که قسمت چهل و چهارم آن تقدیم خوانندگان محترم می‌گردد.

* لابه لای چرخ دنده‌ها له شدم

نمی‌توانم ملاقات با رئیس و لبخند رضایت آمیز او را تحمل کنم. وقتم را طوری تنظیم می‌کنم که وقتی برای دریافت ابلاغ و امضای رسید به دفتر وی مراجعه می‌کنم، او آنجا نباشد. او برنده شده است؛ و من باید اعتراف کنم که بازی را باخته‌ام. من زیادی تند رفتم. ماشین آدم له کنی آنها قوی‌ترین دستگاهی است که تا بحال با آن مواجه شده‌ام. من نتوانستم این دستگاه را از کار بیندازم. خودم لابه لای چرخ دنده های آن له شدم. من فقط وانمود می‌کنم که به مبارزه ادامه می‌دهم. شغلم نابود شده. زندگی زناشوئیم در معرض تهدید قرار گرفته است. من دختر بیچاره‌ای هستم و تمام آنچه نصیبم شده همین است. من خود را قوی می‌پنداشتم زیرا در گذشته چند بار موفق شدم مقامات بالاتر از خودم را به تسلیم وادارم. چه توهمی! در واقع، سلسله مراتب اداری بود که در نهایت مرا در هم شکست. زیرا مقامات اداری بلدند صبر کنند و موقع مناسب را برای ضربه زدن انتخاب کنند. من ناک اوت شدم.
 
* رئیس جدید مخالفت را بر نمی‌تابد

رئیس جدید پلیس هوائی و مرزی دور و برش را آنطور که می‌خواهد نظم می‌دهد. پر و بال کسانی را که قوی‌ترند قیچی می‌کند و هر مخالفتی را در هم می‌شکند. ما یک ستمگر پیر را بیرون کردیم تا زورگوی جوان تری را جایگزین وی کنیم. او کوچک‌ترین مخالفتی را در خصوص نحوه مدیریت فوج مهاجران بر نمی‌تابد. راه برای او باز است. دست کم خودش که چنین می‌پندارد. او می‌تواند هر طور که مایل است آمار دست و پا کند و خود را نزد وزیر داخله شیرین کند.
 
* هنوز هم می‌توانم از جا برخیزم

روز پنجشنبه ابلاغیه حکم تعلیقم را امضا می‌کنم. یادم می‌آید که هوا آن روز حسابی گرم بود. در اتاق خلوت اداره، پیش از حرکت به سمت درب خروج، وسائلم را جمع می‌کنم. در راهرو به یکی از افسرهای کج خلق برخورد می‌کنم. آدم نچسبی است. او یکی از افسران کادر اداری به حساب می‌آید، یعنی در صورت خالی شدن پست، می‌تواند جای یکی از فرماندهان پلیس را بگیرد. اما به دلیل اخلاق بی حساب و کتابش هرگز نتوانسته از این موقعیت استفاده کند. بیانشی او را تک و تنها در یک دفتر نشانده و از همه افراد جدا کرده بود و عملاً کاری هم برای انجام دادن نداشت... او روزی سه ساعت در دفترش می‌نشست و فقط برای وقت کشی با کامپیوتر ور می‌رفت. بعد هم از انزوایش خارج می‌شد و به خانه می‌رفت. همه این‌ها برای دریافت حقوق ماهانه ای معادل 4000 یورو. وقتی بیانشی از کار برکنار شد، این افسر از رئیس جدید درخواست کرد که کاری برای انجام دادن به او بسپارد و این بار یک مأموریت واقعی به او واگذار شد. مأموریت جدید او آن است که دیگر اصلاً هیچ کاری انجام ندهد.
وقتی از اتاقم خارج می‌شدم با همین افسر برخورد کردم. او حتی یک کلمه هم با من حرف نزد. در عوض با چشمان سیاه و وحشی خود به من خیره شد. قسم می‌خورم همین نگاه او بود که به من گفت دست‌ها را به علامت تسلیم بالا نبرم. درست است که ضربه ای کاری به من وارد شده بود ولی هنوز می‌توانستم از جا برخیزم و توی دهن این عوضی‌ها بزنم.
آن افسر خودش متوجه نشد، اگر هم متوجه شود تعجب می‌کند، ولی تا حدودی به خاطر برخوردم با این آدم منفور بود که تصمیم گرفتم به مبارزه ادامه بدهم. 

* مبارزه ادامه دارد
 
به زندگیم می‌اندیشم و به خود می‌گویم که این همه ماجرا برای سن و سال من غیر عادی است. آدم بعدها و زمانی که می‌خواهد برای ورود به مرحله ای تازه، به زندگیش سر و سامان بدهد به گذشته فکر می‌کند. می‌گویند من به مادربزرگ پدریم شباهت دارم. نامش سل‌ها بود. در 102 سالگی فوت کرد. مثل شمع بی صدا سوخت و دم بر نیاورد. مرگ او را نمی‌ترساند. آن قدر شانه به شانه مرگ سابیده بود که دیگر برایش آشنا شده بود. سال‌های سال کار او شستن مرده های شهر موناستیر در شمال تونس بود، شهری درست در کنار ساحل مدیترانه. به یاد دارم وقتی برای تعطیلات به آنجا می‌رفتم بارها از صدای کوبیده شدن در به دست همسایه‌ها از خواب پریدم. آنها به دنبال مادربزرگم می‌آمدند زیرا مرده ای روی دستشان مانده بود که می‌بایست شسته می‌شد. مادربزرگ بی معطلی مرده‌هایشان را می‌شست، کارهایشان را سر و سامان می‌داد و می‌رفت. از این کارها و از آن همه مرده کمی می‌ترسیدم. بعضی وقت‌ها مادربزرگ به کمک زنده‌ها هم می‌رفت و به زنان زائو کمک می‌کرد تا بچه‌شان را به دنیا بیاورند.
«برای چی این کارها رو انجام می دی مامان بزرگ؟ اونها که بهت پول نمی دن. میشه این کارها رو توی بیمارستان انجام داد.»
این سؤال را ده‌ها و بلکه صدها بار تکرار کردم؛ و ده‌ها و بلکه صدها بار جواب یکسان گرفتم. مادر بزرگ سل‌ها این کار را برای کمک به دیگران انجام می‌داد، فقط همین. بدون آنکه در مقابل چیزی از آنها انتظار داشته باشد، شاید به جز رحمت خداوند در جهان دیگر. 
 
* من در روز وفات پدربزرگم به دنیا آمدم

در مورد پدربزرگم که قبلاً صحبت کرده‌ام. او در خاک فرانسه و برای فرانسه جنگید و دو سال در اردوگاه آلمانی‌ها اسارت کشید. بیشتر از این در موردش حرف نمی‌زنم، خودش هم دوست ندارد، می‌دانم. فقط یک مطلب دیگر: من در روز وفات او به دنیا آمدم. آخرین نفس او با اولین نفس من همراه شد. من اولین فریاد زندگیم را در میان غم و اندوه یک خانواده داغ دیده سردادم. نمی‌دانم این هم زمانی چه معنائی دارد. فقط بیانش کردم. همین.
 
* زنان تونسی آزادند و به زن بودنشان افتخار می‌کنند

من دو سال اول زندگیم را در تونس گذراندم. پدرم در بازار فروشنده بود. روزی تصمیم گرفت اقبال خود را در فرانسه دنبال کند. اول به شهر تیه آمدیم و به همراه پدر و مادرم، و خواهر بزرگم ایمن که در آن زمان پنج سال داشت در آنجا اقامت گزیدیم. بعدها دو پسر هم برای کامل کردن اعضای خانواده به دنیا آمدند.
ما هرگز در زندگی کمبود نداشتیم. پسر و دختر، همه در نظر والدین با هم برابر بودیم. در تونس، رفتار با زنان و مردان برابر است، زنان تونسی آزادند و به زن بودنشان افتخار می‌کنند و بدون هیچ عقده ای آن را می‌پذیرند.
 
* ما در رعایت شعائر دینی آزاد بودیم

والدین من دیندارند، ولی هرگز به زور ما را وادار به نماز خواندن و روزه گرفتن نکردند. برایشان کافی بود که ارزش‌های اسلامی را در ذهن ما حک کنند و ما را آزاد بگذارند تا خودمان در مورد رعایت شعائر تصمیم بگیریم. آنها خیلی زود خودشان را با فرهنگ فرانسه وفق دادند. به قول امروزی‌ها، فرآیند جذب اجتماعی آنها کامل بود، که البته خیلی به نفع ما تمام شد. مثلاً در جشن سال نوی میلادی،‌ ما هم مثل بقیه در خانه درخت کاج، بوقلمون بریان و مراسم هدیه داشتیم. علاوه بر آن، در عید بزرگ مسلمانان نیز دوباره هدیه می‌گرفتیم و گوشت گوسفند بریان می‌خوردیم.
فقط یک چیز بود که والدین ما هیچ وقت درست و حسابی با آن کنار نیامدند: تحصیلات. هرچند که هر چهار فرزند آنها دانش آموزان خوب و منظمی بودند. خلاصه آنکه من دوران کودکی شاد، و آرامی را در یک خانواده با محبت و همبسته سپری کردم. بله، من کودک مرفهی بودم، خودم می‌دانم.
 
* بی عدالتی را دوست ندارم

در سن 20 سالگی با یک تونسی مقیم فرانسه ازدواج کردم. ما یک دختر داریم به نام ادی. اما مدتی بعد زندگی زناشوئی ما به هم خود که بی تردید علت اصلی آن مشکلات کاری من بود، و از هم طلاق گرفتیم. لحظه ناخوشایندی بود: فقط پدرم، عبدالرزاق، با شجاعت و محبت فراوان از من حمایت کرد. بقیه معتقد بودند زنهای قوم ما نباید طلاق بگیرند. من تسلیم نشدم. تسلیم شدن را دوست ندارم. مایل نیستم اجازه بدهم دیگران برای من تصمیم بگیرند. این کار را غیر عادلانه می‌دانم، و از بی عدالتی هم خوشم نمی‌آید. شاید علت سرسختی من در زندگی نیز همین باشد.  

ادامه دارد...
انتهای پیام/ی



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900807000300

   


درباره وبلاگ

خبردونی و اخبار روز
ramin h

آخرین پستها


نویسندگان


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :